کانال تلگرام
آپارات
ارسال ایمیل
اینستاگرام
توییتر
وبلاگــی ها

مناسبتها

مناسبتها

💖 میلاد حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع) مبارک باد ☀️

💖 میلاد حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع) مبارک باد ☀️

توسط .. علوی در ۱۴ آذر ۱۳۹۶

ای که وجودِ همه عالم تویی
ذکرِ سجود همه آدم تویی

منشاءِ خیرِ همه ی کائنات
علتِ هستیِ دو عالم تویی

تاجِ نبوَّت به سرت تا ابد
پیمبرِ اعظم و اکرم تویی

ای کرمت هر دو جهان آشکار
چون همه فرعند و مقدٌم تویی

از تو بوَد جانِ جهان بر قرار
نورِ رُسل را همه خاتم تویی

قبله ی عالم لبِ شیرینِ توست
باغِ نبوٌت گلِ خرٌم تویی

رتبه ی تو فخرِ همه انبیاء
بر همگان ارجح و اعظم تویی

ای که تویی خاتم ِ پیغمبران
سلسله ی نسلِ مکرٌم تویی

در شبِ معراج ملاقاتِ حق
عالمِ غیبش همه محرم تویی

بی تو جهان راهِ سعادت نبُرد
در دو جهان مهرِ مُجسٌم تویی

جانِ جهان از تو بوَد بر قرار
ای که به ما مونس و همدم تویی

چشمه ی زمزم عرقِ روی توست
جوششِ این چشمه ی زمزم تویی

سیٌد و سالارِ همه انبیاء
رحمتِ حق نورِ دمادم تویی

ای که تویی آینه ی بی مثال
ماهیت نورِ مسلٌم تویی

گوشه ی چشمی نظری کن به ما
روزِ جزا دستِ نیازم تویی

 

شاعر : هستی محرابی

...
ادامه مطلب
💖 حلول ماه ربیع الاول ماه شادی اهل بیت(ع) مبارک باد 💖

💖 حلول ماه ربیع الاول ماه شادی اهل بیت(ع) مبارک باد 💖

توسط .. علوی در ۲۸ آبان ۱۳۹۶

ماه ربیع الاول از ماه های فرخنده برای شیعیان است. حادثه مهم و تاریخی لیله المبیت، هجرت حضرت محمد صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، ولادت خجسته آن حضرت و امام جعفر صادق علیه السلام،ازدواج خجسته شان باحضرت خدیجه علیهاالسلام،آغازامامت حضرت مهدی (عج)، عیدالزهرا، از جمله حوادث فرخنده این ماه است. 

در این ماه خجسته، نسیم سحری جان مایه ی عشق را به گستره خاکیان می فرستد. شاخه های مهربان درختان، گونه به رنگ فلق می سایند. آبشاری از نور، خنده های شادمان خورشید را به زمینیان می بخشد و جوشش از شکوه آسمان را در بر می گیرد. 
جوانه های تبسم لب ها را شاداب از طراوت تغزلی دیگر کرده و همگی قدوم نوزادی را که سبب آفرینش است تبریک می گویند که یا محمّد! پیامبر مهر و مهریانی !


 ای بهار آفرینش! ای سبب خلقت! نامت بلند و دینت پاینده باد... 

 

 

آمد ربیع ، فصل شکـُفتن رها شدن
 با رویش گـــل نبوی هم صدا شدن

 فصل شکـوفه های امامت شکفتن است
 از پیله ی تواتر خاکــــی جدا شدن

 در سایه سارباغ نبوت نشــــستن و
 با کاروان دلشــــــــدگان آشنا شدن

 فصل برون نمودن هر کینه ازدل است
 هنگام آشنایی دل ، با خــــــداشدن

 آری ربیع موسم باران رحـمت است
 از ابر رحمتش گل تکبیر وا شدن

 با بلبلان نغمه سرای بهشت گـــو:
 وقت سرودن است و به گل مبتلا شدن

 همراه نور بوی بهشت خـداست با
 ماه ربیع آمدن و، همــــــــنوا شدن

 مصطفی معارف

****************

امروز به عشاق حسین، زهرا دهد مزد عزا
یک عده را درمان دهد، یک عده بخشش در جزا
یک عده را مشهد برد، یک عده را دیدار حج
باشد که مزد ما شود، تعجیل در امر فرج

 
****************

پیراهن سیاه ز تن دور می کنیم
آن را ذخیره کفن و گور می کنیم
اجر دو ماه گریه بر غربت حسین
تقدیم مادرش از ره دور می کنیم

 

****************

 

ربیع الاول آمد نور آمد
نهم روزش دری مستور آمد
امام عسگری سوی خدا رفت
زبعدش مهدی منصور آمد
تمام دشمنان غرق تحیر
چگونه عسگری را پور آمد
تمام شیعه غرق شادی وشور
که حق را آخرین مامور آمد
خدا بوده وباشد پاسبانش
نگر شیطان که اینک کور آمد
شده آغاز مولایی مهدی(عج)
جهان را مایه معمور آمد

شاعر : اسماعیل تقوایی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : کسب و کار موفق

...
ادامه مطلب
⚫️ ایام آخر صفر تسلیت باد ⚫️

⚫️ ایام آخر صفر تسلیت باد ⚫️

توسط .. علوی در ۲۷ آبان ۱۳۹۶

خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم

فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

کنارش ذره ناچیز چون خورشید می تابد

ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم

نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری

پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم

همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم

همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم

نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد

به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم

به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها

دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم

چه فرقی می کند آهو، کبوتر یا که سگ باشم

که او بی اعتنا باشد به عنوانی که من دارم

به وقت مرگ می آید به بالینم یقین دارم

شروع وعده های اوست پایانی که من دارم

شاعر : علی ذوالقدر

...
ادامه مطلب
⚫️ اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید ...

⚫️ اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید ...

توسط .. علوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۶

اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید
گوییا زینب محزون ز سفر می آید


باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست
کز اسیران ره شام خبر می آید…

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

❤️ خدمت تمام اعضاء محترم وبلاگ کسب و کار موفق سلام عرض می کنم.

از اینکه شما بزرگواران، همراه این وبلاگ در توسعه کسب و کار موفق می باشید، کمال تشکر را دارم.

با کسب اجازه از شما، به مدت ۲ هفته آتی پست جدیدی را نمی توانم به وبلاگ اضافه نمایم. ان شاءالله دعاگوی همه شما در اربعین حسینی خواهم بود و البته محتاج دعای همه شما هستم. ان شاءالله مورد قبول خداوند قرار گیرد.

🎉 به امید خواندن نماز پیروزی پشت سر آقا امام زمان عج 🎉



...
ادامه مطلب
⚫️ اوج مصیبت در کربلا ⚫️

⚫️ اوج مصیبت در کربلا ⚫️

توسط .. علوی در ۶ مهر ۱۳۹۶

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«به نظر من اوج مصیبت در کربلا، شهادت علی اصغر و این طفل شش ماهه در آغوش پدر است... من وقتی ترسیم می‌کنم آن حالتی را که در خیمه‌های حسین بن علی علیه‌‌السلام آن هیجان و ناراحتی را که به خاطر عطش این بچّه پیش‌آمده‌بود، واقعا برایم قابل تحمّل نیست و طاقت نمی‌آورم. ۶۵/۰۶/۲۱

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : کسب و کار موفق

 

...
ادامه مطلب
⚫️ شهادت جانسوز حجت خدا حضرت امام صادق علیه السلام، تسلیت باد ⚫️

⚫️ شهادت جانسوز حجت خدا حضرت امام صادق علیه السلام، تسلیت باد ⚫️

توسط .. علوی در ۲۸ تیر ۱۳۹۶

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

 

مرغ روحانیم و بلبل عاشق هستم
در جوار حرم حضرت صادق هستم
تک تک ثانیه هایم ز خدا لبریز است
ساعت عشقم و در طول دقائق هستم

من خراباتی و از لطف بقیع آبادم
ز همه غیر تو و خاک تو فارغ هستم
سبز بودم که غم قبر تو سرخم کرده
غرق آلاله ام و یار شقایق هستم


همه شب جامه دریدم ز غمت مولاجان
دارم عادت بخدا ، آدم هق هق هستم

چون نشد قسمت من زائر قبرت باشم
در خیالم همه شب طائر قبرت باشم

روضه را باز کنم بال و پرم می ریزد
خون دل از سر مژگان ترم می ریزد
دل خود را وسط سینه به مسمار زدم
چون اگر دل بدهم.... دل نخرم ...می ریزد


به زمین خوردی و یاد از غم زهرا کردی
بس کنم یا که بگویم جگرم می ریزد
هرگز آن "سوختن در " نرود از یادم
گاه خاکستر آن روی سرم می ریزد


یاد آن قد کمانی تو افتادم که
چند وقتی است کمان از کمرم می ریزد

خانه ات سوخت ولی موی سرت سالم ماند
لانه ات سوخت ولی بال و پرت سالم ماند

 

 

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

 

 

مردی که جبریل امین در محضرش بود

دریای علمش هدیه ی پیغمبرش بود

نام شریفش اسم نهری در بهشت است

خلد برین هم جلوه ای از مظهرش بود

 

فقه و کلام و منطق و عرفان و حکمت

این چشمه ها جاری ز چشم کوثرش بود

وقتی که در میدان دین آماده می شد

تازه زمان رزم و فتح خیبرش بود

 

هر احتجاجش چشم ها را خیره می کرد

تیغ کلامش ذوالفقار دیگرش بود

حتّی به همراه هزاران طالب علم

«نعمان ثابت» پای درس منبرش بود

 

هارون مکّی ها کجا بودند آن روز

روزی که دست شعله سدّ معبرش بود

فرزند ابراهیم را آتش نسوزاند

این معجزه از معجزات محشرش بود

 

یاد مدینه بود و عکس آتش و دود ...

... دائم میان قاب چشمان ترش بود

پای پیاده ، پشت مرکب ، آه افتاد

آثار افتادن به روی پیکرش بود

 

شکرخدا چشمی به ناموسش نیفتاد

شکرخدا که بین حجره همسرش بود

مویی نشد کم از سر اهل و عیالش

هر چند که بغضی درون حنجرش بود

 

در آن شلوغی روضه می خواند اشک می ریخت

اشکش برای عمّه های مضطرش بود

 

او بیشتر یاد رقیّه بود آن جا

این روضه ها هم حرف های آخرش بود:

از کاروان جا مانده بود و اندکی بعد ...

... با تازیانه زجر، بالای سرش بود

یک دست خود را حائل سیلی نمود و

یک دست دیگر هم به روی معجرش بود

 

آتش ، هجوم ناگهانی ، درد پهلو

این ها همه ارثیه های مادرش بود

 

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

 

باز امشب بهر دوری و هجرِ
چهار قبر غریب گریانم
زائر غربتش اگر نشدم
از غم و غصه نوحه میخوانم

نیست حتی کسی که بغض کند
عاشقی هم سر مزارت نیست
نه که یک سایبان نه یک زائر
روضهخوان هم که در کنارت نیست...
*
بین سجده گرم راز و نیاز
غرق در ذات کبریا بودی
مات و مبهوت جلوهاش شدی و
گرم فریاد ربّنا بودی

در سکوت همان شب تاریک
خانهات سوخت بین شعله و دود
کودکانت به اضطراب و هراس
آتش افتاد به هرچه که بود

شعلهها چون به خانهی تو فتاد
یادت افتاد روز واقعه را
مادرت پشت در زمین افتاد
فضه فهمید درد فاطمه را

کودکانش چقدر میترسند
خانهای که اسیر شعله شود
دخترانش چقدر میترسند
«
خیمهای» که اسیر شعله شود

کاش میشد عبا به دوش کنی
پیرمردی و پابرهنه چرا؟
کاش مرکب کمی صبور شود
هی زمین میخوری بدون عصا

روی دستت نشسته ردّ طناب
غم هر روز و هر شب تو مدام
یادت افتاد کاروان غم و
غصهی کربلا و کوفه و شام

دستهای کبود ای فریاد
دختر بیپناه ای فریاد
موی آتشگرفته ای فریاد
زینب و یک سپاه ای فریاد...

شاعر : حسین کریمی

 

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : کسب و کار موفق 

...
ادامه مطلب
❤️ ثبت نام عتبات دانشجویان با ۹۰ درصد وام قرض الحسنه🌹

❤️ ثبت نام عتبات دانشجویان با ۹۰ درصد وام قرض الحسنه🌹

توسط .. علوی در ۱۵ تیر ۱۳۹۶

جهت ثبت نام کلیک فرمایید

👇👇👇👇👇

http://samane.labbayk.ir/index.php/main/loadHome/?code=A19B5396-8F2E-4428-AE49-D63CAA4C0574

...
ادامه مطلب
💖 اشعار و پیامک های کوتاه به مناسبت عید فطر 💖

💖 اشعار و پیامک های کوتاه به مناسبت عید فطر 💖

توسط .. علوی در ۴ تیر ۱۳۹۶

  💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

چه شبهایی ز دست این گدا رفت
سحرهای پر از عشق و صفا رفت
خداحافظ دعاهای مبارک
بهار رحمت و ذکر خدا رفت

     


کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسی که بخشیده می شود

     


عید است و دلم خانه ی ویرانه  بیا

این خانه تکاندیم ز بیگانه بیا

یک ماه تمام میهمانت بودیم

یک بار به میهمانی این خانه بیا

     


ماه خدا که ماه رفیع الکمال بود
هنگامه زدون زنگ ضلال بود
درهرغروب وهر سحر دیده اشکبار
قلب ودلم به وقت دعا پر جلال بود .

     
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
در ده قدح که موسم ناموس ونام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی وجام رفت

     
آمد ماه صیام، سنجق سلطان رسید

دست بدار از طعام‌، مائده جان رسید

جان ز قطیعت برست‌، دست طبیعت ببست‌

قلب‌ِ ضلالت شکست‌، لشکر ایمان رسید

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است

روزه یکسو شد و عید آمد و دل ها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

بگذشت مه روزه و عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا

یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا

رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر
اینت فرخ شدن و اینت به هنگام سفر

به مه روزه مرا توبه اگر در خور بود
روزه بگذشت و کنون نیست مرا آن درخور

عید فطر آمد و ماه رمضان گشت تمام

بـر شمـا همسفـران سفـر روزه سلام

روزه هاتان همه در پبش خـداونـد قبول

روزگار خـوشتـان مظهـر تـوفیـق مـدام

بر آمدن عید و برون رفتن روزه

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

ای خداوند عید روزه گشای

بر تو فرخنده شد چو فر همای

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد               هلال عید به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه و حج قبول آنکس برد               که خاک میکده ی عشق را زیارت کرد

عید بر عشاقان مبارک باد

عاشقان عیدتان مبارک باد

روزه مگشای جز به قند لبش

قند او  در دهان   مبار ک   باد

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله

.

.

.

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین
خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر
خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت
خداحافظ ماه شب های نورانی قدر

.

.

.

عید سعید فطر و پایان ماه صیام، بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام، که تا سال آینده، صفا و پاکی دل، حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل

.

.

.

خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده. آمین

.

.

.

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. آمین

.

.

.

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه

.

.

.

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم، یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

.

.

.

وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره، آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم

.

.

.

عید صیام آمد و ماه صیام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
گرد غم گناه ز جان عوام رفت

.

.

.

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

.

.

.

رمضان شد چو غریبان به سفر بار دیگر
اینست فرخ شدن و اینست به هنگام سفر

.

.

.

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود

.

.

.

رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت

.

.

.

عید است و دلم خانه ویرانه، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه، بیا
یک ماه تمام مهیمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا

.

.

.

روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست

.

.

.

ثواب روزه و حج قبول، آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد

.

.

.

من کنون روز جاوید گرفتم ز جهان
گر شما در هوس عید بقایید همه

.

.

.

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
آیا چیزی قابل درو در این رمضان کاشته ایم؟

.

.

.

حلول ماه عید و شادی مسلمین است، پایان ماه روزه، برای صائمین است، نشاط و افتخار و شادی و سربلندی، از محک الهی برای مؤمنین است

می خواست بهانه ای که پر نور شویم

از هرچه بدی و غیر او دور شویم

یک ماه پر از فرصت برگشتن داد

یک عید فرستاد که مغفور شویم

یک ماه صدا کرد که زیبا باشیم

در هر سحر و شبی چو مولا باشیم

ماه رمضان ماه مهارت ورزی ست

باشد که همیشه مثل حالا باشیم

یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد

یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد

یا رب نکند دوباره مهجور شویم

یک مژده بده که وصلمان دائم شد

 

  💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

برگرفته از : http://iransbiz.ir/1396/04/04/336/

...
ادامه مطلب
🌺 عید فطر 🌺

🌺 عید فطر 🌺

توسط .. علوی در ۴ تیر ۱۳۹۶

عید فطر

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺


طی شده ماه خدا برهمه عید آمده است
مومنین را خبر فطر سعید آمده است


بعد یکماه اطاعت زخداوند کریم
رمضان رفته وشوال پدید آمده است


کند آواز فرشته زسوی عرش خدا
مومنین،برگه ی اعمال، سپید آمده است


موسم مزد بود بنده ی فرمانبردار
روز مایوسی شیطان پلید آمده است


حق در این روزکند بخشش بی اندازه
هرچه خواهی بطلب روزامید آمده است


سفره گسترده خدا، تاکه توافطار کنی
روزه آخرشده وفصل جدید آمده است


بهر شکرانه بده فطریه ای از مالت
رستگاری به زکات تو نوید آمده است


مومنان گرد هم آیند به انجام نماز
موسم خنده وگفتار وشنید آمده است


فرج حجت حق عیدی احسن باشد
العجل بر لب ما ذکر اکید آمده است

🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

شاعر : اسماعیل تقوایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

برگرفته از : http://iransbiz.ir/1396/04/04/335/

...
ادامه مطلب
⚫️ شب قدر علی -( شب قدر است وبابایی کنار دخترش باشد ) ⚫️

⚫️ شب قدر علی -( شب قدر است وبابایی کنار دخترش باشد ) ⚫️

توسط .. علوی در ۲۴ خرداد ۱۳۹۶

 😞 شب قدر است 😞

شب قدر است وبابایی کنار دخترش باشد
بود خرسند دختر زینکه بابا در برش یاشد

کند سعی وتلاشی خوش به بابا بگذرد امشب
به روی زانوی بابای خوب خود سرش باشد

ببیند او دگرگونی احوال پدر امشب
به لبها آیه ی امن یجیب المضطرش باشد

علی با فکر فردا آسمان را بنگرد هردم
تو گویی کو شهادت در خیال منظرش باشد

شب قدر عجیبی دارد امشب مرتضی حیدر
دل دختر بشور افتاده بهر دلبرش باشد

خدایا کاش امشب را نباشد هیچ پایانی
که از تیغ جفا مولا علی خونین سرش باشد

نیاید آن زمانی که ندای قد قتل آید
زمین وآسمان در سوگ تنها لنگرش باشد

نیاید آندمی که دخترش زینب سرش بیند
غمین ازبهر حال وروز بابا حیدرش باشد

نیاید روزهای بی پناهی یتیمانی
وکوفه شاهد قتل امیر ورهبرش باشد

 

شاعر : اسماعیل تقوایی

برگرفته از : http://iransbiz.ir/1396/03/24/332/

...
ادامه مطلب