کانال تلگرام
آپارات
ارسال ایمیل
اینستاگرام
توییتر
وبلاگــی ها

مفاهیم

مفاهیم

👈 فرار مالیاتی در ایران، چرا راحت است؟

👈 فرار مالیاتی در ایران، چرا راحت است؟

توسط .. علوی در ۲۶ فروردين ۱۳۹۶
ولی رستمی، دانشیار حقوق عمومی دانشگاه تهران: پیش از هر چیز باید گفت که فرار مالیاتی به معنی توسل به وسایل متقلبانه و اقدام های غیرقانونی برای نپرداختن مالیاتی است که شخص مکلف به پرداخت آن است.

فرار مالیاتی امروزه به عنوان یکی از چالش های اساسی کشورها در سراسر دنیا تلقی می شود؛ زیرا موجب کاهش درآمد قانونی دولت می شود و تاثیرات منفی بر انجام وظایف و کارکرد حکومت دارد. این پدیده موجب تحقق نیافتن اهداف پیش بینی شده درباره درآمدهای مالیاتی و اجرای برنامه های دولت و محقق نشدن عدالت مالیاتی و عدالت اجتماعی شده است و می توان گفت که مهم ترین مسئله و مشکل نظام های مالیاتی محسوب می شود. این در حالی است که در کشور ما میزان نرخ فرار مالیاتی را بین ۲۵ تا ۴۰ درصد برآورد کرده اند.

فرار مالیاتی در بیشتر کشورها جرم محسوب می شود و مجازات کیفری دارد. در کشور ما نیز از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۸۰ این پدیده جرم تلقی شده و مجازات حبس از سه ماه تا دو سال داشت اما در اصلاحات سال ۱۳۸۰ قانون مالیات های مستقیم عنوان مجرمانه مستقل از آن حذف شد. فقط در ماده ۲۰۱ قانون مذکور، استناد به دفاتر یا اسناد و مدارک خلاف حقیقت از روی علم و عمد به قصد فرار از مالیات، مستوجب جریمه و محرومیت از تمام معافیت ها و بخشودگی های قانونی می شود.

علل و عوامل فرار مالیاتی

فرار مالیاتی همانند جرم، پدیده ای چند وجهی است و دلایل گوناگونی دارد و به طور معمول علل و عوامل مختلف حقوقی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را برای آن بر می شمارند.

مهم ترین علل و عوامل حقوقی فرار مالیاتی را می توان به شرح زیر برشمرد:

۱٫ فراوانی و پیچیدگی قوانین و مقررات مالیاتی و شفاف نبودن آنها:

هر اندازه قوانین مالیاتی، زیاد، پیچیده و غیرشفاف و مبهم باشند و درک آنها برای مؤدیان مشکل باشد، تمکین از آنها کمتر خواهد بود و انگیزه فرار مالیاتی را بیشتر می کند.

۲٫ رعایت نشدن عدالت در قوانین مالیاتی و اجرای قانون:

بدون تردید اگر قوانین مالیاتی یا جزایی به گونه ای باشد که مؤدیان احساس کنند که عدالت مالیاتی رعایت نشده است، انگیزه و تلاش برای فرار از مالیات در آنها تقویت می شود.

۳٫ نرخ های بالا و متعدد مالیاتی:

بالا بودن نرخ مالیات و وجود نرخ های تصاعدی، تمایل و انگیزه برای فرار مالیاتی را بیشتر می کند. بدین خاطر در نظام های مالیاتی سعی می شود با گسترش پایه های مالیاتی، میزان معافیت ها را کم کنند و نرخ های مالیاتی و تعدد آنها را کاهش دهند تا انگیزه فرار مالیاتی نیز کم شود.

۴٫ بی توجهی به حقوق مؤدیان مالیاتی:

احترام به مؤدیان و تبیین مناسب حقوق شهروندی ایشان در قوانین مالیاتی و رعایت آنها در مقام عمل و اجرای قانون، موجب رضایت و همکاری مؤدیان می شود و هرگونه بی توجهی به این موضوع در روحیه و عملکرد مؤدیان تاثیر منفی داشته و انگیزه فرار مالیاتی را به همراه خواهد داشت.

۵٫ ضعف سازوکارهای تمکین دواطلبانه مؤدیان مالیاتی در قوانین مالیاتی:

پیش بینی نکردن سازوکارهای جلب مشارکت و همکاری و تمکین داوطلبانه مؤدیان مالیاتی در قوانین مالیاتی نظیر تشویق های مالیاتی و نظام خود اظهاری و غیره موجب بی رغبتی مؤدیان به پرداخت مالیات و شکل گیری انگیزه های فرار مالیاتی در آنها می شود.

۶٫ ناکارآمدی و ضعف ضمانت اجرایی مالیاتی:

ضمانت های اجرایی مانند جرم انگاری فرار مالیاتی، از ابزارهای تمکین اجباری مؤدیان مالیاتی به پرداخت مالیات محسوب می شوند. ناکافی و کارآمد نبودن این ضمانت اجراها، نقش بسزایی در ایجاد انگیزه فرار مالیاتی دارد.

۷٫ ناکارآیی و ضعف نظام اجرایی و اداری مالیات:

با توجه به اینکه وظیفه اصلی نظام اجرایی و اداری مالیات، در واقع شناسایی مؤدیان و فعالیت های اقتصادی و تشخیص و وصول به موقع مالیات است، بدون شک ناکارآیی و ضعف سازمان مالیاتی، امکان و انگیزه فرار مالیاتی را فراهم می کند. به عنوان مثال بررسی ها نشان می دهد که حجم بالای اقتصاد زیرزمینی یکی از مهم ترین نمودهای فرار مالیاتی است که ناشی از ناکامی دستگاه مالیاتی در شناسایی مؤدیان مالیاتی و فعالیت های اقتصادی است. مهم ترین عوامل ناکارآمدی در عملکرد دستگاه مالیاتی را می توان در نداشتن سامانه جامع اطلاعات مالیاتی، استفاده نکردن از فناوری اطلاعات و خدمات الکترونیکی مالیاتی و کمبود نیروی انسانی ماهر و متخصص بر شمرد که در مجموع موجبات سهل شدن فرار مالیاتی را فراهم می کند.

۸٫ فساد ماموران مالیاتی:

فساد مالیاتی یکی از شایع ترین انواع فساد مالی در بخش دولتی محسوب می شود. دستگاه مالیاتی نیز به عنوان یک دستگاه قضاوتی، مالی، به دلیل ویژگی ها و ماهیت خاص فعالیت های آن، زمینه شکل گیری پدیده فساد مالی را دارد. مطالعات نشان می دهد که یکی از مهم ترین علل بروز فساد مالیاتی، تمایل نداشتن مؤدیان به پرداخت مالیات یا به عبارتی، فرار مالیاتی است که به طور معمول از طریق پرداخت رشوه به ماموران مالیاتی در پی آن هستند. فساد موجب کاهش دریافت مالیات از سوی دولت و سلب اعتماد عمومی به دستگاه مالیاتی و حکومت می شود و منجر به تبعیض بین مؤدیان در پرداخت و بی عدالتی مالیاتی خواهد شد.

۹٫ علل و عوامل فرهنگی

فرهنگ مالیاتی عبارت است از یکپارچگی تمام نهادهای رسمی و غیررسمی مربوطه که با نظام مالیاتی و اجرای عملی آن در ارتباطند. فرهنگ مالیاتی می تواند متاثر از فرهنگ عمومی جامعه باشد. همچنین یکی از عوامل مهم در شکل گیری فرهنگ مالیاتی ضعیف، رانتی بودن اقتصاد کشور است. بدون تردید ضعف فرهنگ مالیاتی می تواند عاملی بسیار موثر در افزایش فرار مالیاتی و کاهش میزان تمکین مالیاتی باشد.

بر اساس تحقیقات انجام شده نبود فرهنگ مناسب در جامعه در زمینه مالیات، بر فرار مالیاتی افراد موثر است. متاسفانه این فرار مالیاتی و طفره رفتن از پرداختن مالیات، در میان مردم عیب به شمار نمی آید و مؤدیان به خاطر فرار از پرداخت مالیات نه تنها احساس شرمندگی نمی کنند بلکه به علت جو حاکم بر جامعه، این کار را به حساب ذکاوت خودشان می گذارند.

۱۰٫ علل و عوامل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی

از لحاظ اقتصادی یکی از عوامل موثر در فرار مالیاتی، میزان درآمد است. طبق بررسی ها، با افزایش سطح درآمد، میزان میل و ارتکاب به فرار مالیاتی نیز افزایش می یابد، زیرا به طور معمول ثروتمندان با استخدام افراد متخصص و با پرداخت رشوه به ماموران مالیاتی، دنبال یافتن راه های فرار از پرداخت مالیات هستند.

یکی دیگر از عوامل اقتصادی وجود بحران های اقتصادی مانند تورم و رکود و مواجه شدن بنگاه ها و فعالان اقتصادی با مشکلات اقتصادی و مالی است که زمینه فرار مالیاتی را ایجاد می کند. از نظر سیاسی، نوع نگرش مردم به نظام حکومتی حاکم و عملکرد سیاسی آن در تمکین و فرار مالیاتی بسیار موثر است. در این راستا، میزان مشارکت مردم در اداره کشور و درجه مردم سالاری، در مقبولیت و اعتماد مردم به حکومت نقش بسزایی دارد و کمرنگ شدن آن، نپرداخت مالیات از سوی مردم را به همراه خواهد داشت.

از دیدگاه اجتماعی نیز باید گفت که عینیت یافتن این که پول مالیات چگونه برای تامین نیازهای اساسی و خدمات عمومی جامعه، ایجاد زیربناهای اجتماعی و اقتصادی، رفع فقر و نابرابری و کاهش فاصله طبقاتی، برقراری عدالت توزیعی و بسط عدالت اجتماعی و توسعه و پیشرفت کشور هزینه می شود، در نگرش اجتماعی به پدیده مالیات و تمکین یا فرار از آن تاثیرگذار است و هرگونه برداشت منفی مردم در این زمینه، بی انگیزگی در پرداخت مالیات و انگیزش فرار مالیاتی را در جامعه رواج خواهد داد.

مالیاتی برای نپرداختن
نگاهی به علل حقوقی عدم پرداخت مالیات در ایرانپرداخت مالیات مدرن در کشورهای توسعه یافته سیاسی و اقتصادی، مهم ترین ابزار شهروندان برای وادار کردن حکومت ها برای حکومت در مسیر خواست مردم است، به صورتی که دولت خود را در مقابل شهروندان پاسخگو می بیند و می داند که منبع اصلی درآمدش از راه مالیات حاصل می شود؛ به همین سبب در مقابل ملت خاشع می شود.

پرداخت مالیات از زمان های دور مطرح بوده اما جایگاه آن در رابطه حکومت و ملت بسیار تفاوت پیدا کرده است. بنا بر سوابق، ایران از قدیمی ترین کشورهایی است که برای تامین مخارج عمومی، دست به وصول مالیات زده است. به زعم برخی از تاریخ نویسان، عمر تاریخ مالیات در ایران به بیش از پنج هزار سال می رسد و وصول مالیات به زمان سومریان بر می گردد اما برای اولین بار، امور مالیات در زمان داریوش هخامنشی تنظیم و تعیین و ساتراپ یا بخش های امپراتوری ملزم به پرداخت میزان معینی مالیات شدند. در حالی که قبل از آن به دریافت پیشکش ها و هدایا اکتفا می شد.

در زمان هخامنشان مالیات توزیعی بود و مبلغ کل مالیات مملکتی بین نواحی مختلف کشور تقسیم می شد. از زمان سلوکیان به بعد نظام مالیاتی مختلط و شامل هر دو نوع مالیات های مستقیم و غیر مستقیم بر پا شد. مهم ترین مالیات مستقیم، خراج یعنی مالیات اراضی و پس از آن مالیات سرانه بود. در این زمان هنوز هدایا گرفته و علاوه بر آن مبالغی مالیات جنسی نیز دریافت می شد ولی مالیات غیرمستقیم منحصر به حقوق گمرکی بود. در دوره ساسانیان، مالیات نرخی شد و بر حساب «مقاسمه» وصول می یافت و به نسبت خوبی و بدی محصول، سهمی از حاصل اراضی دریافت می شد.

در صدر اسلام، نظام مختلط مالیاتی پدید آمد و از منابع متنوع تری مالیات گرفته شد و بر مالیات های عرفی سابق، تعدادی مالیات جدید از قبیل مالیات مستغلات، مالیات ضرابخانه، مالیات کشتیرانی، باج ماهیگیری، مالیات معادن و مالیات کسبه، صنعتگران اضافه و به علاوه شماری مالیات های شرعی مانند زکات نیز بر آنها افزوده شد. نرخ مالیات در این زمان جز در مورد زکات تناسبی بود اما نرخ زکات نرخ تصاعدی داشت. این روند دریافت مالیات با تغییرات جزیی ادامه پیدا کرد.

مالیاتی که در همه این دوره ها گرفته می شد در یک شاخصه دچار بحران بود و آن عدم پاسخگویی حکومت نسبت به مؤدی مالیاتی بود؛ یعنی کسی که مالیات می پرداخت، نمی دانست مالیاتش صرف چه چیزهایی می شود. بحران دیگر نیز عدم قابلیت پیش بینی میزان مالیات بود. به صورتی که هیچ قاعده مشخصی برای پرداخت وجود نداشت. یک روز ممکن بود حاکم شهر بر اساس سلیقه اش بخشی از مردم را از دادن مالیات معاف و فردایش بخش دیگری را مجبور به پرداخت دو برابر مالیات کند. همین بی ثباتی در تعیین میزان مالیات، کار را به جایی رساند که یکی از شعارهای مهم مردم در انقلاب مشروطه، قانونی شدن مالیات بود.

مشروطه طلبان می دانستند که در کشور انگلستان فرمانی از جانب پادشاه صادر شده با عنوان «مگناکارتا» یا همان منشور کبیر. در سال ۱۲۱۵ میلادی، اشراف انگلستان که از پادشاه به خشم آمده بودند، «جان» پادشاه انگلستان را وادار ساختند تا منشور کبیر را در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ امضا کند. در واقع پادشاه انگلستان از اشراف مالیات زیادی درخواست کرده بود و این فرمان بیان می کرد که حتی پادشاه نیز مشمول قانون شده و باید از آن اطلاعت کند.

اصلی ترین دلیل تدوین این منشور اختلاف بین «ناینوسنت سوم» (یکی از پاپ های کلیسای کاتولیک رم) و اشراف انگلستان با پادشاه بر سر میزان و حدود قدرت وی بود. منشور آزادی، پادشاه را وادار می ساخت که به تشکیلات قانونی احترام بگذارد و قبول کند که قانون بر اراده شخصی او ارجحیت دارد. یکی از اموری هم که در این زمان قانونی شد، میزان تعیین مالیات بود. این منشور البته طی سال های بعد چندین بار بازنویسی شد. برخی پادشاهان خصوصا در هنگامه نیاز به مالیات بیشتر به آن وفادار بوده و برخی آن را نقض کردند.

می توان گفت مهم ترین ویژگی که این منشور در عرصه مالیات به همراه داشت، اولا قانونمند کردن آن، ثانیا استاندارد مشترک کردن بود و در نهایت وابسته کردن حکومت به مالیات مردم بود. مشروطه خواهان ما هم با الگوگیری از این سند مهم دست به کار شده و مقوله تعیین میزان مالیات را مهم ترین ارجاع به مجلس ملی پس از فرمان مشروطیت در عرصه اقتصاد دانستند.

اینک باید پرسید چرا ساختارهای مالیاتی ایران نمی توانند درست و دقیق به اخذ مالیات بپردازند؟ بحران موجود در این زمینه چیست؟ چه راهکارهای حقوقی برای بهبود این شرایط وجود دارد؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : bartarinha.ir

...
ادامه مطلب
بهترین یا بدترین: انتظار کدامیک را در کسب و کار باید بکشید؟

بهترین یا بدترین: انتظار کدامیک را در کسب و کار باید بکشید؟

توسط .. علوی در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵

با نگاهی به اطراف متوجه می شوید که معمولا مهاجران بهتر از بومی های یک محل کار می کنند. دلیل این امر اتفاقی نیست. آنها خود را برای سخت ترین شرایط مهیا می کنند. تجربه هایی که در گذشته داشته اند طرز فکرشان را عوض و آنها را برای شرایط سخت آماده کرده است.

فرض کنید هوا آفتابی است و آسمان آبی. به اخبار گوش فرا می دهید و پیش بینی هواشناسی، باران و باد است. اگر پدر یا مادر باشید به خوبی با این حرف موافقید که هرچه به فرزندتان اصرار می کنید که لباس گرم بپوشد او قبول نکرده و به این فکر می کند که آسمان آبی است و هرگز طوفانی نمی شود.

اگر شما نیز آسمان کسب و کار را آبی می بینید زمان خوبی برای برنامه ریزی و آماده شدن برای طوفان های کسب و کار است. اگر می خواهید از این طوفان جان سالم به در ببرید طرز فکر تان را باید مانند یک مهاجر تغییر دهید.

آماده سازی و ایجاد طرز فکر مهاجران در سه قدم خلاصه می شود:

آمادگی برای چالش های ناگهانی

لیستی از موقعیت های بدی تهیه کنید که ممکن است کسب و کار تان را به خطر بیاندازد. این لیست می تواند از بازنشسته شدن، یا استعفای مدیر تولید تان شروع شده تا پیشنهاد شرکت های برجسته برای خرید کسب و کارتان (مخصوصا کارآفرینان جوان در قرن ۲۱) که به هدف دزدیدن ایده ی شما صورت می گیرد.

برنامه ریزی کردن

برنامه ریزی به هنگام مواجهه با بحران، خود شکست است.

 

اما زمانی که در آرامش برنامه ریزی می کنید نقشه ی شما بی نقص می شود. قبل از رخ دادن بحران برای آن آماده باشید. برای مثال دزدیدن ایده ی کارآفرین جوان قرن ۲۱ای را به یاد بیاورید. در این مثال کارآفرین باید به شکلی برنامه ریزی کند که شرکتی که خواهان اوست را دربر گیرد نه اینکه ایده ی خود را بفروشد و از میدان کسب و کار کنار رود. یک برنامه ی دقیق بریزید و قدم به قدم آن را عمل کنید.

عملی کردن برنامه

مردم به هنگام رویارویی با مشکلات به سه شکل پاسخ می دهند: می جنگند، موقعیت را رها کرده یا شوک زده می شوند.

در زمان بحران ذهن آماده ی برنامه ریزی برای درآمدن از آن نیست، اما اگر از قبل با آرامی نقشه کشیده باشید می توانید در زمان بحران به خوبی نقشه ی خود را عملی کنید.

این آمادگی به رهبر و اعضای تیم جرات و شهامت می دهد. منظور این نیست که همیشه باید به بدترین حالت فکر کنید بلکه این است که برای رویارویی با چنین مواقعی آماده باشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : digiato.com

...
ادامه مطلب
CRM یعنی چه؟

CRM یعنی چه؟

توسط .. علوی در ۷ اسفند ۱۳۹۵

ابتدایی‌ترین معنی نرم‌افزار ارتباط با مشتری یا به اختصارCRM ، ماشینی‌کردن سیستم  فروشِ شرکت است. اگر شرکت شما محصول یا خدماتی برای عرضه داشته باشد، لابد سه نقشِ بازاریابی، فروش و پشتیبانی هم دارد. البته مهم نیست که این سه نقش توسط یک نفر یا یک تیم از افراد اداره شود؛ مهم این است برای کسب و کاری که محصول یا خدماتی دارد، این سه وظیفه هم تعریف شده باشند. حالا به این توجه کنید که این سه تیم، باید به طور دائم با هم در ارتباط باشند تا شرکت بتواند محصول یا خدمتش را بفروشد. نرم‌افزار CRM هم همین کار را انجام می‌دهد. در حقیقت معنی CRM پیوند سه تیم بازاریابی، فروش و پشتیبانی است.

 

نرم‌افزار CRM سه دپارتمان بازاریابی، فروش و پشتیبانی را به هم وصل می‌کند. محیط CRM ، محیطی است که افراد هر سه دپارتمان، اطلاعات‌شان درباره مشتری را به اشتراک می‌گذارند.

برای بهتر درک کردنِ معنی و مفهوم نرم‌افزار CRM برای‌تان مثالی می‌زنم. من به تازگی با شخصی هم سن و سال خودم و تقریبا هم عقیده‌ی خودم آشنا شده‌‌ام. شماره‌هایمان رد و بدل شده و کم و بیش با هم در ارتباطیم. هر بار که می‌خواهم با او ارتباطی داشته باشم موارد زیر را مد نظر قرار می‌دهم:

  • تاریخچه تماس‌هایم،
  • تعداد پیام‌هایی که به او داده‌ام،
  • کانال‌هایی که با او ارتباط برقرار کرده‌ام(تلگرام، پیامک، ایمیل)،
  •  جواب‌هایی که از او گرفته‌ام،
  •  نوع پاسخ‌دادنش،
  •  و تمام کنش و واکنش‌هایی که در زمان با هم بودنمان داشته‌ایم.

 

اگر این موارد را در نظر نگیرم ممکن است چهار بار پیاپی او را به خانه‌‌ام دعوت کنم و او برای بار پنجم حتی جواب تلفنم را ندهد!

 

حالا همین رفتارِ من با دوستم را به رفتار پرسنل فروش و مشتری تعمیم دهید. اگر چهار بار پشتِ سر هم به مشتری زنگ بزنید و او را از محصول جدید شرکت آگاه کنید، در خوشبینانه‌ترین حالت، بار پنجم جواب تلفن شما را نمی‌دهد. البته این احتمال هم وجود دارد که تلفن را بردارد و محترمانه به شما بگوید: «من هرگز از شرکت شما خرید نمی‌کنم!».

 

نرم‌افزار CRM برای جلوگیری از آزاردادنِ مشتری‌ها ساخته شده است. جایی که نه کارمند فروش مجبور باشد به مشتری چهار بار زنگ بزند و نه مشتری مجبور باشد چهار بار از محصولِ جدید شرکت شما باخبر شود.

 

خلاصه بگویم که نرم‌افزار CRM ساختار استانداری برای مسیرِ جذبِ مشتری است.

 

ثبتِ هر تماس در نرم‌افزار CRM، اطلاعات زیر را به شما می‌‌دهد:

 

  • نوع تماس با مشتری (پشتیبانی خواسته است یا محصول؟)
  • از چه طریقی (تلفن، ایمیل، پیامک)ارتباط برقرار شده است؟
  • شما تماس گرفته‌اید یا مشتری؟
  • رفتار مشتری با شما چطور بوده است؟
  • آیا این رفتار طوری بوده است که شما را ترغیب به نگه‌داشتنِ این مشتری کند یا نه؟

 

همان‌طور که می‌بینید با ثبت تماس‌هایتان در نرم‌افزار CRM به تاریخچه کاملی از ارتباط با مشتری دست پیدا می‌کنید. همین تاریخچه شما را به سمت بهترین ارتباط، بهترین پشتیبانی و متعاقبا فروش بیشتر سوق خواهد داد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : banki.ir

...
ادامه مطلب
تفویض اختیار چیست و چه مراحلی دارد؟

تفویض اختیار چیست و چه مراحلی دارد؟

توسط .. علوی در ۲۵ بهمن ۱۳۹۵

یک مدیر به تنهایی نمی‌تواند تمام وظایفی را که به او منسوب شده انجام دهد. تفویض اختیار از سوی مدیر برای دست‌یابی به اهداف ضروری است. تفویض اختیار یعنی تقسیم مجدد اختیار و قدرت به سمت پایین یعنی به زیردستان. در این نوشته می‌خواهیم نگاهی به مفهوم تفویض اختیار و مراحل عملی کردن آن داشته باشیم. همچنین به مفاهیم اختیار، مسئولیت و پاسخ‌گویی و رابطه‌ی میان آنها اشاره‌ خواهیم کرد.

تفویض کردن یعنی اینکه انجام دادن بخشی از کارتان را به شخص دیگر بسپارید. تفویض اختیار را می‌توان تقسیم و تخصیص قدرت به زیردستان دانست که با هدف رسیدن به نتایج مؤثر انجام می‌شود. برای تفویض اختیارِ اصولی باید درباره‌ی مفاهیم اختیار، مسئولیت و پاسخ‌گویی و منشأ هر کدام بیشتر بدانیم. سعی می‌کنیم به این سؤال‌ها پاسخ دهیم: اختیارات مدیر از کجا ناشی می‌شود؟ جریان انتقال اختیار چه جهتی دارد؟ آیا مسئولیت کارکنان که به واسطه‌ی قبول انجام کارهای محوله ایجاد می‌شود، وظیفه‌ی پاسخگویی را از دوش مافوق (واگذار کننده‌ی اختیار) برمی‌دارد؟

ارکان تفویض اختیار

۱. اختیار

اختیار را در سازمان‌های تجاری می‌توان معادل قدرت و حق یک فرد برای استفاده و تخصیص منابع به شکلی کارآمد دانست که به‌منظور تصمیم‌گیری و صدور دستورهایی استفاده می‌شود که منجر به تحقق اهداف سازمان می‌شوند. اختیار را باید به خوبی تعریف کرد. هر فردی که اختیاراتی دارد باید از گستره‌ی آن باخبر باشد و نباید از آن استفاده‌ی نامناسبی بکند. اختیار حقِ صدور دستور، حکم و حقِ به انجام رساندن کارهاست. بالاترین میزان اختیار را مدیران ارشد یک سازمان دارند.

اختیار همیشه از بالا به پایین انتقال پیدا می‌کند. این مسئله توضیح می‌دهد که چگونه با توضیح دقیق آنچه از کارکنان انتظار می‌رود و نحوه‌ی اجرایی کردن آن، افراد مافوق، کارها را از طریق زیردستان به انجام می‌رسانند. هر میزان اختیار باید با همان میزان مسئولیت همراه شود. تفویض اختیار به فردی دیگر، دلالت بر فرار از پاسخگویی ندارد و وظیفه‌ی پاسخگویی همچنان برعهده‌ی فردی است که بیشترین اختیار را بر عهده دارد.

۲. مسئولیت

مسئولیت وظیفه‌ی تمام کردن مأموریتی است که به فرد محول شده است. فردی که مسئولیتی به او سپرده شده است باید از انجام وظیفه‌ی محول‌شده اطمینان پیدا کند. اگر وظیفه‌ای که فرد بابت آن مسئول شناخته شده تکمیل نشود توضیح دادن یا عذر آوردن جایز نیست. مسئولیت دادن بدون اینکه کارکنان اختیارات کافی داشته باشند به گله‌مندی و نارضایتی منجر می‌شود. مسئولیت از پایین به بالا انتقال می‌یابد. مدیران میانی و رده‌ی پایین مسئولیت بیشتری دارند. فردی که مسئول یک شغل در نظر گرفته می‌شود، ضامن آن شغل است. اگر وظایف شغلی‌اش را به نحو مطلوب انجام دهد باید تحسین شود. در حالی که اگر وظایف محوله را طبق انتظار انجام ندهد باید پاسخ‌گو باشد.

۳. پاسخ‌گویی

پاسخ‌گو بودن یعنی آمادگی برای ارائه‌ی توضیح درباره‌ی هر گونه انحراف عملکرد از انتظارات از پیش تعیین‌شده. پاسخ‌گویی بر خلاف اختیار قابل تفویض نیست. برای مثال اگر به علی وظیفه‌ای با اختیارات کافی برای تکمیل آن محول شود و علی آن وظیفه را به حمید محول کند و او را ملزم کند که این وظیفه به نحو شایسته انجام دهد. مسئولیت با حمید است اما پاسخ‌گویی همچنان متوجه علی است. بالاترین میزان پاسخ‌گویی بر عهده‌ی مدیران ارشد است. پاسخ‌گو بودن یعنی مبتکر بودن زیرا فرد باید به چیزی فراتر از گستره‌ی شغلی‌ خودش فکر ‌کند. پاسخ‌گو بودن در یک کلام یعنی جواب‌گوی نتیجه‌ی نهایی بودن. از پاسخ‌گویی نمی‌توان شانه خالی کرد. پاسخ‌گویی از مسئولیت ناشی می‌شود.

سلسله مراحل تفویض اختیار مدیران به زیردستان

  • واگذاری وظایف و تکالیف؛
  • اعطای اختیار؛
  • ایجاد مسئولیت و پاسخ‌گویی.

تفویض اختیار اساس رابطه‌ی رئیس و مرئوس است و شامل مراحل زیر می‌شود:

۱. واگذاری وظایف

واگذار‌کننده‌ در گام نخست تلاش می‌کند وظیفه یا تکلیف را برای زیردستان تعریف کند. او همچنین باید نتیجه‌ی مورد انتظار از زیردستان را برای‌شان معین کند. شفاف‌سازی وظایف درست مانند تعیین نتایج مورد انتظار باید نخستین گام فرایند تفویض اختیار باشد.

۲. اعطای اختیار

تقسیم اختیارات زمانی صورت می‌پذیرد که یک مافوق اختیارات خود را تقسیم می‌کند و آن را با زیردستانش شریک می‌شود. دلیل این کار این است که هر یک از زیردستان باید برای انجام کاری که از طرف مافوق به آنها سپرده شده از استقلال کافی برخوردار باشند. مدیران همه‌ی سطوح اختیارات و قدرتی را که به جایگاه آنها وابسته است تفویض می‌کنند. تقسیم کردن قدرت برای دست‌یابی به اهداف کارآمد بسیار اهمیت دارد.

۳. واگذاری مسئولیت و پاسخ‌گویی

فرایند تفویض با اعطای قدرت به زیردستان پایان نمی‌گیرد. به موازات آن لازم است آنها خود را ملزم به انجام وظایفی بدانند که به ایشان محول شده است. گفته شده مسئولیت عامل یا الزامی است در فرد برای انجام وظیفه‌اش مطابق با دستورات مافوق با حداکثر توانی که در اختیار دارد. مسئولیت بسیار مهم است. زیرا مسئولیت است که به اختیار، کارآمدی می‌بخشد. همچنین مسئولیت غیرمشروط است و نمی‌توان آن را به فردی دیگر منتقل کرد. به عکس، پاسخ‌گویی الزام فرد برای انجام دادن وظایفش طبق معیارهای عمکلرد است. بنابراین گفته می‌شود که اختیار تفویض شدنی، مسئولیت گماشتنی و پاسخ‌گویی تحمیلی است. پاسخ‌گویی از مسئولیت ناشی می‌شود و مسئولیت ناشی از اختیار است. از این رو اهمیت دارد که هر پُستِ دارای اختیاری با میزان برابری از مسئولیت متقابل همراه باشد.

هر مدیری باید به عنوان تفویض‌کننده‌ی اختیار از یک سلسله‌ اقدامات برای به انجام رساندن تفویض اختیار پیروی کند. در این میان نقش کسی که اختیار به او تقویض شده به همین اندازه اهمیت دارد. این نقش شامل مسئولیت و پاسخ‌گویی‌ای است که به همراه اختیار واگذار شده متوجه او می‌شود.

رابطه‌ی میان اختیار و مسئولیت

اختیار حق قانونی یک فرد یا مافوق برای دستور دادن به زیردستانش است در حالی که پاسخ‌گویی یک الزام برای فرد است تا وظیفه‌اش را مطابق معیارهای عملکرد انجام بدهد. اختیار از مافوق به زیردست انتقال می‌یابد که طی آن دستورات و دستورالعمل‌هایی برای تکمیل وظیفه صادر می‌شود. تنها از طریق اختیار است که مدیر می‌تواند کنترل را در سازمان اعمال کند؛ به این صورت که مافوق برای اعمال کنترل، پاسخ‌گویی زیردستانش‌ را طلب می‌کند. اگر مدیران بازاریابی از ناظران فروش بخواهند ۵۰ واحد فروش را ظرف یک ماه نظارت کنند و این معیار توسط ناظران فروش تأمین نشود کسی که باید در برابر مدیر ارشد اجرایی پاسخ‌گو باشد مدیر بازاریابی‌ است. بنابراین می‌توان گفت که اختیار از بالا به پایین جریان می‌یابد و مسئولیت از پایین به بالا. پاسخ‌گویی نتیجه‌ی مسئولیت است و مسئولیت نتیجه‌ی اختیار. پس هر اختیاری به میزان خودش مسئولیت به همراه دارد.

تفاوت‌های میان اختیار و مسئولیت‌

اختیار مسئولیت
حق قانونی یک فرد یا یک مافوق برای امر کردن به زیردستان است الزامی است متوجه زیردستان، برای انجام کاری که به آنها محول شده است
اختیار همراه با پست فرد مافوق وجود دارد مسئولیت از رابطه‌ی رئیس و مرئوس ناشی می‌شود که طی آن زیردستان با به انجام رساندن وظایفی که به آنها محول شده موافقت می‌کنند
اختیار می‌تواند توسط مافوق به زیردست تفویض شود مسئولیت غیرمشروط و غیرقابل انتقال است
از بالا به پایین جریان می‌یابد از پایین به بالا جریان می‌یابد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برگرفته از : chetor.com

...
ادامه مطلب
🖋 کارآفرینی و ICT (فناوری ارتباطات و اطلاعات)

🖋 کارآفرینی و ICT (فناوری ارتباطات و اطلاعات)

توسط .. علوی در ۱۴ مهر ۱۳۹۵

مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی

امروزه روشن شده است که اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم هستند. این دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود می‌آورند.

...
ادامه مطلب
💡 چگونه یک طرح تجاری بنویسیم ❓

💡 چگونه یک طرح تجاری بنویسیم ❓

توسط .. علوی در ۷ مهر ۱۳۹۵

چنانچه در نظر دارید کسب‌وکاری را شروع کنید و یا آنرا توسعه دهید، نیاز به یک طرح تجاری یا طرح توجیحی یا طرح کسب‌وکار (‌Business Plan) دارید.

...
ادامه مطلب
اصول کسب و کار

اصول کسب و کار

توسط .. علوی در ۱۰ شهریور ۱۳۹۵

در این بخش به تعریف اصول و هدف کسب و کار به صورت کلی می پردازیم.
...
ادامه مطلب
۱۵ تفاوت بنیادی بین کارمندان و کارآفرینان

۱۵ تفاوت بنیادی بین کارمندان و کارآفرینان

توسط .. علوی در ۷ شهریور ۱۳۹۵

هیچگاه با خود اندیشیده‌اید که چگونه می‌توانید از کارمندی به کارآفرینی بگریزید؟

برای نیل به این هدف باید تغییرات اساسی در طرز فکر، عادتها، و زندگی مرفهانه خود بدهید که همین تغییرات باعث ایجاد تفاوتهای کلیدی بین کسانی می‌شود که خود را از کارمندی رهانیدند و به کارآفرینی نائل شدند.

...
ادامه مطلب
کارآفرینی چیست؟

کارآفرینی چیست؟

توسط .. علوی در ۲۳ مرداد ۱۳۹۵

در مورد تعریف کارآفرینی دیدگاه های مختلفی وجود دارد و درک کامل مفهوم و موضوع " کارآفرینی " نیازمند اطلاع از دیدگاه های بین رشته ای می باشد. کارآفرینی برحسب ماهیت خود و توجه محققان رشته های مختلف از نظر روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، صنعت و حتی تاریخی تعریف شده است.

...
ادامه مطلب
تعریف کسب و کار

تعریف کسب و کار

توسط .. علوی در ۲۰ تیر ۱۳۹۵

تعریف کسب و کار

ویکیدیا می ‌نویسد :کسب و کار (به انگلیسی: Business)، یک سازمان است که برای فراهم کردن کالا، خدمات و یا هر دو به مشتری ایجاد شده است. کسب و کار در اقتصاد سرمایه‌داری حکم‌فرماست، بیشتر کسب و کارها که مالک آن‌ها بخش خصوصی است برای این ایجاد شده‌اند که سودساز باشند و دارایی صاحب‌شان را بیشتر کنند. کسب و کارها می‌توانند ناسودبر باشند و یا مالک آن‌ها دولت باشد. از کسب و کاری که چندین فرد در دارایی آن شریک باشند با عنوان شرکت یاد برده می‌شود، هر چند که این واژه تعریف دقیق تری نیز دارد. ( businessdictionary.com) 
 
 
نویسندگان مختلف، تعاریف متفاوتی از کسب و کار دارند. در واژه نامه‌ی آکسفورد، کسب و کار به معنی خرید و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه‌ی لانگ من، کسب و کار به فعالیت پول در آوردن و تجارتی که از آن پول حاصل شود، گفته می‌شود.
به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتی از مشغولیت و به طور عام، شامل فعالیت‌هایی است که تولید و خرید کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر می‌گیرد.
1. بر طبق نظر (ارویک و هانت) و کاری که در آن خدمات یا کارهایی که دیگر افراد جامعه به آن نیاز دارند و مایل به خرید آن هستند و توان پرداخت بهای آن را دارند، تولید، توزیع و عرضه می شود. ، کسب و کار عبارت است از هر نوع کسب
2. (پترسن و پلومن) بر این باورند که هر تبادلی که در آن خرید و فروش صورت گیرد، کسب و کار نیست، بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراری و تجدید شونده ی خرید و فروش است.
3. پروفسور (اون)، کسب و کار را یک نوع کاسبی می داند که طی آن کالاها یا خدمات برای فروش در بازار تولید و توزیع می شوند.
بنابراین با توجه به تعاریف یاد شده می توان دریافت که کسب و کار با خرید و فروش کالاها، تولید کالاها یا عرضه ی خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد.  با توجه به تعاریف یاد شده، ویژگیهای کسب و کار، عبارتند از:
 
1. فروش یا انتقال کالاها و خدمات برای کسب ارزش
2. معامله ی کالاها و خدمات
3. تکرار معاملات
4. انگیزه ی سود (مهمترین و قدرتمندترین محرک اداره ی امور کسب و کار)

5. فعالیت توأم با ریسک، کسب و کار، همیشه بر آینده متمرکز است و عدم اطمینان، ویژگی آینده است. از این رو، همواره کسب و کار توأم با ریسک است.

برگرفته از :‌ karafarini.ir

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.afsaran.ir/profile/successfulbuir

 https://telegram.me/SuccessfulBusiness

http://www.aparat.com/SuccessfulBusiness

https://www.instagram.com/successfulbusiness.ir

https://twitter.com/SuccessfulBu



...
ادامه مطلب